شایان

تاریخ ۱۰ مرداد باز برات میشه آرزو و خیال وقتی توی دفترت می‌نویسی آرزوی شایان هم اجرا شد.
شایان قصه ما برای یکسری آزمایش خون رفته اتاق رگ‌گیری وآماده شده تا خانم پرستار کاراشو انجام بده.

فکر کنید تو همین حین دو تا آدم هیکلی با هیبت سیاهپوش وارد میشن و ازش می‌خوان که باهاشون

همراه بشه. آره، ماجرای شایان شروع شده بود.
بادیگارداش همراهیش میکنن به یه ماشین BMW و از بیمارستان خارج میشن. لازمه شروع اینه که شایان

بی خبر از قصه ما، آمادگی پیدا کنه برای قهرمانی داستانش.
بادیگاردا میبرنش برج نگار برای تعویض لباس و قهرمان ما با یه ست ورزشی از اونجا خارج میشه، موقع خروجججججج
ای واییی من ….خدای من…..
اینا چی میگن؟ فکر کن در یه بنز خوشگل مات مشکی رو برات باز کردن و کنارش منتظرن تا تو را برای سوار

شدن همراهی کنن، ۴ تا موتور هارلی دیویدسون با راننده‌های خوش تیپش منتظرن تا اسکورت تو باشن. شایان ……
خنده چشماش عالی بود، ذوق زده ولی با وقار وارد ماشین میشه و آروم از این هیجان تپنده لذت میبره.

وارد باشگاه انقلاب میشه و میرسه به فودکورت بالایی. علی میره پیشوازش. علی قهرمان قبلی این

ماجرا بوده که قطع درمان شده و اومده تا با قهرمان ما تجربه‌هاش رو سهیم بشه. با علی همراه میشن

و عکاس‌ها و فیلمبردارها اون‌ها رو با یه حفاظ ۲۰ متری همراهی میکنن. نمی‌دونم چی میگن و چی گفتن

ولی بعدش شایان یه دوست خوب پیدا کرده بود که تمام حرفش رو با تمام وجودش درک می‌کرد.
اون تیر‌انداز قهاریه و تمام آدم‌های باشگاه تیراندازی رو هیجان زده کرده بود و مبهوت. تمام تیر‌های آدم

بخوره وسط سیبل! واقعا هیجان انگیزه!!!!!

حالا تو میتونی انتخاب کنی با کدوم موتور بری برای سکانس بعدی؟
آره اون سبزه خوبه و بولینگ و یه توپ ۷/ ۸ کیلویی که با تمام توانت تو دو ضربه همه اوت میشن. این

پسر محشره و توانا.
حالا فرصت یه استراحت و ریلکس شدنه و  میره برای ماساژ و دوباره با یه آرامش و طراوتی بر می‌گرده

پیش ما.
رستوران باشگاه ما رو مهمون خودش کرده و از همه پذیرایی می‌کنه. اونجا یه نفر دیگه منتظرشه شایان

تو رویاش میخواد یه کار آفرین موفق بشه و حالا یه الگو داره که میتونه از تجربیاتش استفاده کنه. آقای

ادریسی باهاش گفتگو میکنه و ما اونها رو تنها میزاریم تا فوت و فن موفق شدن رو یاد بگیره و به ما هم

بگه که چه خبره؟؟؟

دست در دست علی و شانه به شانه آقای ادریسی و همراه با بادیگارد‌ها قهرمان داستان ما میره به

سمت ساختن فردا‌ها
ثانیه‌ها ، دقیقه‌ها و ساعت‌ها منتظر باشین چون شایان داره میاد تا شما رو با تمام وجودش بسازه.

شایان قصه ما شروع کرده به ساختن.

“موفق باشی قهرمان”

  • 1
  • 1
  • 1
  • 1
  • 1
  • 1
مکان : #آدیداس برج نگار#باشگاه انقلاب
حمایت کنندگان : #باشگاه انقلاب

دیدگاه ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*